کلاس اولی خانه ما

زمان مانند برق و باد می گذرد انگار همین دیروز بود گل پسرم را برای اولین بار در آغوش گرفتم حالا دارم جشن سال اولش را به تماشا می نشینم و انشالله جشن دکترا و موفقیت هر چه بیشترش

صبح گل پسرم از ذوق ساعت شش بیدار شد البته بعد دوباره رفت خوابید بعد از خوردن غذا همگی (من بابا ثمین خانم و امیر گلی) عازم مدرسه شدیم امیر آقا هم که عاشق ماشین j5 شده و همش می گفت با اون بریم ما هم قبول کردیم

مدرسه امیر خیلی جای با صفایی انکگر آدم آمده پارک فضای سبز بی نظیری داره و یک حوض بزرگ که توش پر اردک و مرغابی البته محوطه که اونها درس می خونند یک حیاط یک دست که از این فضای سبز جدا می شود ولی به هر حال خیلی جالب است

بعد هم رفت توی صف و بهش گل دادند که این گل را هم بعد مدتی تقدیم ما کرد ثمین خانم هم با ذوق و شوق مشغول گشت و گذرا بود بعد بچه ها به کلاس رفتند و ما هم به نمازخانه رفتیم که مربی بهداشت نکات بهداشتی را به ما متدکر شود بعد هم به سر کلاس رفتیم معلمشان خانم قربانی بود که بنا به تحقیقات یکی از مادران کلاس جز بهترین های شیراز هست و کتاب فارسی را ایشان مشارکت در نگارشش داشتند

خلاصه بعد از صحبتهای ابتدایی بچه ها را به ما پس دادند و لیست خرید را گرفتیم و بعد راهی خانه شدیم

از صمیصم قلب برای هه کودکان و نوجوانان این سرزمین عاقبت بخیری و سرفرازی آرزومندم امیدوارم در عمل و نه حرف هر رزو شاهد بهتر شدن رفتار اعمال و در نتیجه بهبود مملکمان باشیم که ما هر عملی انجام دهیم در تاریخ ثبت می شود و باید پاسخگوی نسل آینده باشیم

/ 4 نظر / 15 بازدید
عمه راضیه

قربونش برم دیگه دانش آموز شد عزیز دلم...مبارک باشه آغاز تحصیلی گل پسرمون... ایشاله جشن فارغ التحصلی دکتراش... [ماچ]

مامان بردیا

مبارک باشه امیر حسین جان[قلب] مطمئنم روزهای روشنی در پیش داری عزیزم و امیدوارم بالاترین مدارج علمی رو با موفقیت طی کنی[ماچ][قلب]

خاله یلدا

خاله جون ایشالا موفقیت های بالاتر ، با پشتکار بیشتر.

mostafa

با سلام وبلاگ خوبي داريد،مايل به لينک هستم لطفا لينکمو بزارين تا لينکتون بزارم باتشکر به نام شهر کامپيوتر computers-city.blogfa.com